عبرتآموز - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٠ - خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد
كه نماز تو مورد پذيرش خدا نيست!!
حبيب فرياد برداشت: اى فرزند زن شراب خوار! آيا نماز تو پذيرفته مىشود و نماز فرزند رسول خدا به درگاه خدا قبول نمىشود؟!
ديگر اصحاب نيز پاسخى دندان شكن به دشمن دادند، از پى اين گفتگو جنگ سختى درگرفت كه حبيب بر اثر آن به شرف شهادت نايل آمد.
ابو ثمامه پس از اداى نماز خوف آماده جان فشانى شد، به محضر حضرت حسين ٧ عرض كرد:
إني قد هممت أن الحق بأصحابي وكرهت أن أتخلف وأراك وحيدا من أهلك قتيلا، فقال الحسين ٧: تقدم يا أباثمامة فإنا لاحقون بك عن ساعة:
همانا من آماده شدهام كه خود را به يارانم برسانم و به آنان ملحق شوم، و دوست ندارم كه از راهى كه آن بزرگواران رفتند باز بمانم و مرا طاقت نيست كه تو را اين گونه غريب و بىمدد كار يا مقتول ببينم، حضرت فرمود: اى ابوثمامه! قدم پيش بگذار كه ما هم به همين نزديكى به شما ملحق خواهيم شد.
در اين هنگام ابوثمامه چون سيل سراشيب و شير مهيب خود را به سپاه دشمن زد و از چپ و راست بر آن روبهان بىريشه و اساس حمله برد و گروهى را به خاك هلاك انداخت، تا بر اثر جراحت زياد به لقاء الله پيوست.
در زيارت ناحيه مقدسه آمده:
السلام على أبي ثمامة عمرو بن عبدالله الصائدي.
آرى، او ثابت كرد كه مىتوان نماز واجب را در ميدان هر حادثه سنگين و خطرناكى گرچه پاى از دست دادن جان باشد حتى با جماعت به جاى آورد.
و ثابت كرد كه در دل همه سختىها مىتوان شيعه واقعى و پيرو امام زمان خود بود. و ثابت كرد كه مىتوان در سختترين موقعيتها از حق دفاع كرد، و در برابر دشمن غدار ايستاد، و با او تا فروش جان به حضرت جانان و رسيدن به