ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٥٣ - باب ٧ گوشههايى از تاريخ موسى بن جعفر
مىشد بر او پيروز مىشد و آن دعا، دعاى ايمنى از بلاء است. گفتم: آن دعا چيست؟ فرمود:
«اللّهمّ بك اساور، و بك أحاول و بك أحاور، و بك اصول و بك انتصر، و بك اموت و بك أحيا، اسلمت نفسي اليك و فوّضت أمرى اليك، و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العليّ العظيم، اللّهمّ إنّك خلقتني و رزقتني و سترتني، و عن العباد بلطف ما خوّلتني أغنيتني، و إذا هويت رددتني، و إذا عثرت قوّمتني، و إذا مرضت شفيتني و اذا دعوت اجبتني، يا سيّدي ارض عنّي فقد ارضيتني».
(خدايا به يارى تو حمله مىكنم و به يارى تو بدنبال مطلوبم مىروم و به يارى تو سخن مىگويم و به يارى تو چيره و غالب مىشوم و بيارى تو پيروز مىشوم (انتقام ميگيرم) و به قدرت تو ميميرم، و با قدرت تو زنده ميشوم، خود را تسليم تو كردم.
امور و كارهايم را به تو واگذار نمودم، هيچ نيرو و قدرتى در بين نيست مگر (به يارى) خداوند بلند مرتبه و بزرگ، خداوندا تو مرا آفريدى و روزى دادى و پوشاندى، و به لطف نعمتهاى خود، مرا از بندگانت بىنياز كردى، هر گاه سقوط كنم مرا (به جاى اوّلم) باز مىگردانى، هر گاه بلغزم مرا استوار و پا برجا مىنمايى، هر گاه مريض شوم شفايم مىدهى و هر گاه ترا بخوانم، جوابم مىدهى، خدايم، سرورم، مرا كه از خودت راضى كردهاى! خودت هم از من راضى باش).