ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٦٧ - باب ٧ گوشههايى از تاريخ موسى بن جعفر
به او گفتم: ولى آن حضرت نه از دختر من خواستگارى مىكند و نه من دخترم را به ازدواج آن حضرت در مىآورم، گفت: چرا؟ گفتم: زيرا، ايشان پدر من است و پدر شما نيست، گفت: أحسنت! اى موسى.
سپس گفت: چگونه و به چه دليل مىگوئيد: ما نسل و ذرّيه پيامبر هستيم، حال آنكه پيامبر از خود نسلى بر جاى نگذاشت. (و اولاد ذكور نداشت) و نسل انسانى، از اولاد ذكور است نه اولاد اناث، و شما فرزندان دختر (او) هستيد در حالى كه دختر نسل ندارد؟
گفتم: از شما خواهش مىكنم، به حقّ خويشاوندى كه با هم داريم و به حقّ قبر و آن كس كه در آن است (ظاهرا مراد حضرت، قبر حضرت رسول ٦ بوده است) مرا از پاسخ به اين سؤال معاف داريد.
هارون گفت: هرگز، الّا و لابد بايد شما فرزندان علىّ، دليل خود را ارائه دهيد. و تو، طبق گزارشى كه به من رسيده است، رئيس و امام آنها، در اين زمان هستى، و به هيچ وجه در سؤالاتم تو را معاف نمىدارم و بايد در جوابم، از