ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٩٦ - باب ٢٤ سخنان حضرت رضا
و خداوند هيچ يك از اولاد انبياء را به چنين كرامتى كه ما را بدان گرامى داشته، اكرام نكرده است و تنها ما را از خاندان انبياء مخصوص نموده.
در اينجا، مأمون و علماى حاضر در مجلس گفتند: خداوند به نيابت از اين امّت، به شما اهل بيت جزاى خير عنايت فرمايد. ما در مطالبى كه بر ما مشتبه مىشود، شرح و بيان را جز نزد شما نمىيابيم.
باب ٢٤ سخنان حضرت رضا- ٧- در مورد مرد شامى و سؤالات او از امير المؤمنين- ٧- در مسجد كوفه
١- احمد بن عامر طائى[١] گويد: على بن موسى الرّضا عليهما السّلام از قول پدرانشان از حسين بن علىّ نقل نمود كه عليّ بن ابى طالب ٧ در مسجد
[١]- احمد بن عامر طائى، و پسرش عبد اللَّه كه اين حديث را از پدرش نقل نموده، توثيق نشدهاند، احمد بن عامر داراى نسخهاى بوده است كه روايات مربوط به حضرت رضا ٧ را در آن گرد مىآورده كه البتّه اين نسخه نيز متواتر نيست. احمد بن عامر در اوائل عمر در بغداد ميزيسته و سپس در سامرا و اينكه در كجا به خدمت حضرت رسيده است معلوم نيست. و دو راوى ديگر اين خبر يعنى ابو الحسن محمّد بن عمرو و ابو عبد اللَّه بن جبله غير امامى هستند، و امام را بحسب مذهبشان معصوم نمىدانند. نكته ديگر اينكه در بيان سند از روش عامّه تبعيّت شده است، زيرا رسم اصحاب ما نيست كه در سند احاديثى كه ائمّه از پدرانشان نقل كردهاند لفظ« حدّثنا» بگويند، به عبارت ديگر ائمّه عليهم السّلام در هنگام روايت از پدرانشان، لفظ« حدّثنا» را بكار نمىبرند، چون« حدّثنا» مربوط است به جلسه درس و بحث و استاد و شاگرد و ساختگى بودن خبر براى كسانى كه اهليّت داشته باشند بىترديد است، و مراد از اهل بودن، شناختن اولياء حق و ائمّه اطهار عليهم السّلام است، نه مسأله دانستن فقط. و نيز لازم نيست حديث ساختگى همهاش نادرست باشد همين كه پارهاى از آن مخالف حقّ بود كفايت ميكند.( غ)