ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٦٨ - باب ٢٨ آنچه از حضرت رضا
خواستم كه به من عطا فرمود: اوّل: از او خواستم وقتى قبرم شكافته مىشود و خاك از روى سرم مىريزد، تو همراهم باشى، كه مورد قبول حقّ واقع گرديد. دوم: از او خواستم وقتى مرا در كنار ميزان عمل قرار ميدهد، تو همراه من باشى، كه اين نيز قبول شد. سوم: از پروردگارم خواستم كه تو را حامل پرچم من قرار دهد و آن پرچم، پرچم بزرگ خدا است و به آن نوشته شده است:
كسانى رستگارند كه به بهشت دست يافته باشند، و قبول فرمود. چهارم: از او خواستم كه تو امّتم را از حوضم آب دهى، و قبول فرمود. و پنجم: از او خواستم كه تو را رهبر امّتم بسوى بهشت قرار دهد و قبول فرمود، و سپاس خداوند را كه به اين وسيله بر من منّت نهاد.
١٧- يعقوب جعفرىّ گويد: از ابو الحسن ٧ شنيدم كه چنين ميفرمود:
عزل كردن (باردار نساختن زوجه) در ٦ صورت مانعى ندارد: زنى كه يقين دارى نازا است، زن مسنّ، زن پرخاشگر، زن بد زبان و فحّاش، و زنى كه فرزند خود