ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٥٢ - باب ٧ گوشههايى از تاريخ موسى بن جعفر
(توسّط غلامانش، به رسم احترام) پيشاپيش حضرت حركت داده شود.
حضرت نيز گفتند: به خدا قسم! اگر صلاح را در اين نمىديدم كه با اين پولها سادات جوان را داماد كنم تا نسل سادات قطع نشود، هرگز اين پولها را نمىپذيرفتم. سپس در حالى كه مىفرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» به منزل بازگشت. فضل گفت: يا أمير المؤمنين، اوّل قصد داشتى او را مجازات كنى ولى بعد، خلعت به او دادى و اكرام و احترامش كردى؟
هارون گفت: وقتى كه تو رفتى، مردانى را ديدم كه اطراف خانه حلقه زندهاند و هر يك سرنيزهاى بدست دارند و آن را پاى ديوار خانه فرو كرده و مىگويند: اگر فرزند رسول اللَّه را اذيّت كرد، او و خانهاش را به زمين فرو خواهيم برد و اگر به او نيكى كرد، رهايش مىكنيم، فضل گويد: به دنبال موسى بن جعفر روان شدم، و از او پرسيدم: چه دعائى خواندى كه اين طور از هارون در أمان ماندى؟
فرمود: دعاى جدّم علىّ بن أبى طالب، هر گاه آن دعا را مىخواند با هر لشكرى كه روبرو مىشد آن را شكست مىداد و با هر جنگجوئى كه مواجه