ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٧٢ - باب ٣٠ اخبار درربار پراكندهاى كه از آن جناب رسيده است
قصّه جالبى دارد، پرسيد آن چيست؟ موسى گفت: جوانى از بنى اسرائيل با پدرش بسيار نيكى ميكرد، و وقتى گوساله كوچكى خريده بود آن را به خانه آورد، پدرش در خواب بود و كليد محلّ نگهدارى آن گوساله زير سر او بود، جوان بر پدر رقّت كرد و او را بيدار ننمود و گوساله را رها كرد، چون پدر از خواب برخاست داستان را براى او گفت: پدر وى را تحسين كرد و گفت: به عوض آن اين گاو را بگير و گاوى بدو بخشيد، بعد موسى ٧ فرمود: بنگريد به عمل نيك و نيكوكارى كه تا كجا اهلش را ميبرد.
٣٢- احمد بن زياد بن جعفر همدانىّ به سند مذكور در متن از ريّان بن- صلت روايت كرده كه گفت: من در خراسان روزى از امام هشتم پرسيدم اى آقاى من، هشام بن ابراهيم عبّاسى از شما نقل كرد كه به او اجازه گوش دادن به غنا را دادهايد؟! حضرت فرمود: زنديق دروغ گفته است، او در باره حكم شنيدن غنا از من سؤال كرد (و) من گفتم: مردى از امام باقر ٧ اين مسأله را پرسيد، و در پاسخش حضرت باقر فرمودند: وقتى كه خداوند حقّ را از باطل