ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٤٢ - باب ٢٦ اخبارى نادر از حضرت رضا
پروردگارم آتش خواهد گرفت، در اين موقع، نور مرا به جلو پرتاب كرد تا بحدّى از علوّ مقام كه خدا خواست رسيدم، ندايى آمد و مرا خواندند، نداء را پاسخ گفتم و عرض كردم: بله اى پروردگارم! بلند مرتبه و والامقام هستى! دوباره نداء آمد: اى محمّد! تو بنده من و من ربّ تو هستم، پس مرا بپرست، و بر من توكّل كن، تو نور من در بين بندگانم و فرستاده من بسوى خلقم و حجّت من بر مخلوقاتم هستى، براى تو و پيروانت بهشتم را خلق كردهام، و براى مخالفينت آتشم را خلق كردهام، و براى اوصيايت كرامت و احترامم را واجب نمودهام، و براى شيعيانشان ثوابم را واجب كردهام.
گفتم: پروردگارا! اوصياء من چه كسانى هستند؟ ندائى آمد كه اى محمّد! نام اوصياء تو بر پايه عرشم نوشته شده است، من در حضور پروردگارم- جلّ جلاله- بپايه عرش نظر كردم، دوازده نور ديدم كه در هر نور، سطرى سبز رنگ بود و بر آن سطر، نام يكى از اوصيايم، اوّلين آنان علىّ بن ابى طالب و آخرين آنان مهدىّ امّتم بودند، گفتم: پروردگارا! اينها بعد از من اوصياء من هستند؟ نداء آمد كه اى محمّد! اينان اوصياء، دوستان، برگزيدگان و حجّتهاى من بعد از تو