ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٦٤ - باب ٣٠ اخبار درربار پراكندهاى كه از آن جناب رسيده است
از آتش است و مخ او از بينيش خارج مىشود و همه بدنش قطعه قطعه از جذام و برص (خوره و پيسى) است و زن ديگر را مشاهد كردم كه در تنّورى از آتش به پاهايش آويزان است، و زنى را ديدم كه گوشت بدنش را از پس و پيش با قيچى آتشين مىبرند، و ديگرى را ديدم صورت و دستهايش آتش گرفته و مشغول خوردن رودههاى خويش است، و زنى را ديدم كه سرش سر خوك و بدنش بدن حمار است و هزار هزار نوع او را عذاب مىكنند و زنى را به صورت سگ ديدم كه از عقب بشكم او آتش مىريزند و از دهانش بيرون ميريزد و فرشتگان با گرزهائى آتشين بر سر و پيكر او مىزنند.
پس فاطمه عليها السّلام به پدرش عرض كرد: اى حبيب من، و اى نور ديدگانم به من بگو كه اينان چه كرده بودند و رفتارشان چه بود كه به اين عقوبت گرفتار شدند.
رسول خدا ٦ فرمود: اى دختر عزيزم امّا آن زنى كه به موى سرش معلّق در آتش بود، آن فردى بود كه موى سر خويش از نامحرمان نمىپوشانيد، و امّا آن زنى كه به زبانش آويخته بود او كسى بود كه با زبان، شوهر خويش را آزار مىداد، و آنكه به پستانهايش آويزان بود شوهردارى بود كه از آميزش با شويش پرهيز نداشت و امّا آنكه به پاهايش معلق در دوزخ بود كسى بود كه بدون اذن