ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٥٨ - باب ١٢ باب مناظره حضرت رضا
او مىگويد: موجود شو، و آن شىء نيز به خواست و اراده الهى موجود مىشود، و هيچ چيز از مخلوقاتش از چيز ديگرى به او نزديكتر نيست و هيچ چيز نيز از چيز ديگر از او دورتر نيست، آيا فهميدى عمران!؟ گفت: بله سرورم، فهميدم، و گواهى مىدهم كه خداوند تعالى همان گونه است كه توضيح دادى و به يكتايى وصفش نمودى، و گواهى مىدهم كه محمّد بنده اوست كه به نور هدايت و دين حقّ مبعوث شده است، آنگاه رو به قبله، به سجده افتاده اسلام آورد.
حسن بن محمّد نوفلىّ گويد: وقتى ساير متكلّمين، عمران صابى را چنين ديدند- با آنكه بسيار سرسخت بود و تا به حال كسى در بحث بر او غلبه نكرده بود- هيچ كس به حضرت رضا ٧ نزديك نشد، و ديگر از حضرت سؤالى نكردند، كم كم مغرب در آمده و مأمون و حضرت رضا ٧ برخاسته به داخل رفتند، و مردم نيز متفرّق شدند، من نيز با عدّهاى از دوستان و هم مسلكان خودمان، نشسته بوديم كه محمّد بن جعفر مرا احضار كرد، به نزد او رفتم،