ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٢١ - باب ٢٥ سخنان حضرت رضا
گذارده فرمودند: اين، وصف تو است اى ابا الحسين! ه- عبد اللَّه بن سيابه گويد: ما هفت نفر بوديم كه به مدينه و به خدمت حضرت صادق ٧ رسيديم، حضرت فرمودند: آيا از عمويم زيد خبرى داريد؟
گفتيم: او خروج (قيام) كرده است، حضرت فرمودند: اگر خبرى بدست آورديد مرا نيز مطّلع كنيد. چند روزى بود كه در مدينه بوديم كه پيكى از طرف بسّام صيرفىّ نزد ما آمد و نامهاى با خود آورد، در آن نامه چنين آمده بود: «زيد ابن علىّ ٧ در روز چهارشنبه اوّل صفر خروج كرد و روز چهارشنبه و پنجشنبه نيز بهمان حال بود و روز جمعه كشته شد و فلانى و فلانى نيز به همراه وى كشته شدند». ما بخدمت حضرت صادق ٧ رسيديم و نامه را به حضرتش تقديم كرديم، حضرت نامه را خواند و گريست و سپس فرمود: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»، اجر خود را در اين مصيبت از خدا طلب مىكنم، او واقعا عموى خوبى بود، عمويم مردى بود براى دنيا و آخرت ما، قسم به خدا،