ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٠٥ - خطبه حضرت رضا
عقل است كه معرفت و شناخت او پا مىگيرد، و به وسيله فطرت، حجّت بر مردم تمام مىشود، آفرينش مخلوقات توسّط خداوند، حجابى است بين او و آنها، دورى و جدائى او از بندگانش، مكانى و مادّى نيست بلكه تفاوت وجودى اوست با نحوه وجود آنها، و آغاز داشتن خلقت مخلوقات، دليلى است براى ايشان بر اينكه خدا آغاز و ابتداء ندارد، چون هر چيز كه آغاز و ابتداء داشته باشد، نمىتواند آغازگر چيز ديگرى باشد، و نيز آلات و ادوات دادن خدا به آنان دليلى است بر اينكه در خداوند آلات و ادوات وجود ندارد، زيرا آلات و ادوات، شاهد عجز و فقر صاحب آنهاست، أسماء او محض عبارت و تعبير است، و افعال و كردار او مجرّد تفهيم است، ذات او حقيقت است و كنهش، جدائى او از خلق، بقاء او حدّ و مرز ساير پديدههاست، هر كس بخواهد اوصاف خدا را دريابد، او را نشناخته است، و هر كس بخواهد با فكر خود بر او احاطه پيدا كند در واقع از او گذشته و او را پشت سر نهاده و بر چيز ديگرى (كه ساخته فكر او است) احاطه پيدا كرده است، و هر كس بخواهد كنه او را دريابد به خطا رفته است.
هر كه بگويد: چگونه است؟ او را (به مخلوقاتش) تشبيه نموده است، و هر كه بگويد: چرا و از چه راهى موجود شده است؟ در واقع براى او علّت تصوّر كرده است، و هر كس بگويد: از چه موقع بوده است؟ براى او وقت و زمان