ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٨٩ - باب ١٤ مجلس ديگر آن حضرت در حضور مأمون با علماى ملل و فرق و جواب آن حضرت به على بن محمد بن جهم در باره عصمت انبياء
رضا ٧ گرد آورد، و هر كس از جاى برخاسته و سخنى گفت جواب قاطع گرفت و ساكت ماند كه گوئى سنگ در دهانش گذاردهاند، (در آخر كار) علىّ بن- محمّد بن جهم برخاست و گفت: يا ابن رسول اللَّه! آيا شما قائل به عصمت انبياء هستيد؟.
حضرت فرمودند: بله قائلم، وى گفت: پس در مورد اين آيات چه مىكنيد (چه مىگوئيد): «وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى» (آدم پروردگار خود را نافرمانى كرد و به بيراهه رفت- طه: ١٢١) «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ» (و يونس كه با خشم قوم خود را ترك كرد و مطمئن بود كه ما بر او سخت نخواهيم گرفت- انبياء: ٨٧)، و در باره حضرت يوسف: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» (زليخا قصد يوسف كرد و يوسف نيز قصد او- سوره يوسف آيه ٢٤) و در باره حضرت داود: «وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ» (داود فهميد كه ما او را آزمايش كردهايم[١] ص: ٢٤) و نيز در باره حضرت محمّد ٦ «وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا
[١]- اگر گويند: در ادامه آيه چنين آمده است« فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ» يعنى از پروردگارش آمرزش طلبيد، و آيه بعد مىفرمايد: فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ» يعنى آن موضوع را بر او بخشيديم، و اين الفاظ در ظاهر حكايت از گناهى مىكند كه رخ داده و سپس استغفار داود و بعد از آن آمرزش خدا، جواب آنست كه:
استغفار خود يكى از عبادات است در تمام شرايع، و پيغمبر ٦ در هر روز بسيار استغفار مىكرده و خود فرموده:
ُ« إنّه ليغان على قلبي حتّى أستغفر اللَّه في اليوم سبعين مرّة»
و مراد آن حضرت از« استغفار» اينست كه در اثر اشتغال به امور خلق قلبم تار مىشود و از خداوند مدد مىطلبم كه غافل از او نشوم. پس استغفار نمودن دليل بر اينكه معصيتى از شخص سر زده نيست، بلكه براى تقويت روح و قلب و تقرّب است.( استاد غفّارى)