ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٠٧ - باب ٨ اخبارى كه در صحت وفات موسى بن جعفر
مرا در آن حال ديدى، مبادا كسى را از حالت من با خبر كنى و نيز به كسى كه نزد من خواهد بود، اطّلاع نده، مگر بعد از وفاتم.
مسيّب بن زهير گويد: دائم مراقب حضرت و منتظر بودم تا اينكه حضرت قدرى آب خواستند و نوشيدند، سپس مرا خواستند و گفتند: اى مسيّب! اين سندىّ بن شاهك پليد گمان مىكند او خودش غسل و دفن مرا بعهده خواهد گرفت، هيهات، ابدا اين طور نخواهد بود، وقتى مرا به گورستان معروف به «مقابر قريش» بردند، مرا در آنجا دفن كنيد و قبر مرا بيش از چهار انگشت باز، بالا نياوريد و از خاك براى تبرّك چيزى برنداريد. زيرا تربتهاى ما، همگى، حرام است جز تربت جدّم حسين بن علىّ عليهما السّلام زيرا خداوند تربت آن بزرگوار را براى شيعيان و اولياء ما، شفاء قرار داده است.
مسيّب گويد: سپس كسى را كه بسيار به آن حضرت شبيه بود، ديدم كه در كنار ايشان نشسته است و من مولايم حضرت رضا ٧ را در كودكى آن