ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٩٩ - باب ٢٤ سخنان حضرت رضا
يك مرواريد سفيد است.
آن مرد از گاو پرسيد كه چرا چشمش را پايين انداخته، سر به آسمان بلند نمىكند، حضرت فرمود: به خاطر خجالت و شرمندگى از خداوند عزّ و جلّ، آنگاه كه قوم موسى گوساله را پرستيدند، سرش را بزير انداخت.
و نيز آن مرد، نام كسيرا كه دو خواهر را همزمان در عقد خود داشت سؤال كرد، فرمود: يعقوب بن اسحاق كه حبار و راحيل را همزمان در حباله نكاح خود داشت و بعدا اين كار تحريم شد و خداوند اين آيه را نازل فرمود: «.....
وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ» (و نيز بر شما حرام است كه دو خواهر را همزمان در عقد خود داشته باشيد- نساء: ٢٣) و نيز در باره جزر و مدّ سؤال كرد، حضرت فرمود: فرشتهاى است به نام رومان كه بر درياها گمارده شده، هر وقت پاهايش را در دريا بگذارد، پر و لبريز مىشود و هر زمان كه پاهايش را در آورد آب پايين مىرود، و نيز از نام پدر جنّ سؤال كرد، حضرت فرمود: شومان، و او همان است كه از شعله آتش آفريده شده است، آن مرد سؤال كرد: آيا خداوند عزّ و جلّ پيامبرى بسوى جنّ مبعوث نموده است؟ حضرت فرمود: بله،