ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٣٣ - باب ٧ گوشههايى از تاريخ موسى بن جعفر
حجّ شد و به تمام شهرها و اطراف و اكناف مملكت فرمان فرستاد كه، فقهاء، علماء، قاريان قرآن و امراى ارتش، در آن سال براى حجّ به مكّه بيايند، هارون، خود، راهى مدينه شد.
علىّ بن محمّد نوفلىّ ادامه داد: پدرم برايم نقل كرد كه علّت سعايت و بدگويى يحيى بن خالد برمكىّ (وزير هارون) از موسى بن جعفر نزد هارون الرّشيد اين بود كه هارون فرزند خود، محمّد امين، را براى تعليم و تربيت به جعفر بن محمّد بن أشعث[١] سپرده بود، و يحيى از اين موضوع ناراحت بود و با خود مىگفت: بعد از مرگ هارون، خلافت به امين مىرسد و طبعا جعفر بن محمّد بن- اشعث و فرزندانش بر سر كار خواهند آمد و دوران قدرت من و فرزندانم تمام خواهد شد، لذا به فكر چاره برآمد، يحيى مىدانست كه جعفر شيعه است، بدين منظور باب دوستى و مراوده را با او باز كرد و چنين وانمود كرد كه او نيز شيعه است، جعفر نيز (غافل از همه جا) از اين موضوع خوشحال بود و زير و بم كارهاى خود را در اختيار يحيى بن خالد برمكىّ قرار مىداد و عقيده خود را در باره
[١]- در باره جعفر بن محمّد بن أشعث در صفحات آينده توضيح مختصرى خواهد آمد.