ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٤٤ - باب ١٢ باب مناظره حضرت رضا
نداد؟ گفت: نه نمىتوان، امام ادامه دادند: آن ضمير چيست؟ عمران جوابى نداد! سپس فرمودند: باكى نيست. حال اگر از تو در باره «ضمير» بپرسم، كه آيا آن را با «ضمير» ديگرى باز مىشناسى، اگر بگوئى آرى، در واقع حرف و ادّعاى خودت را باطل كردهاى، اى عمران! آيا شايسته نيست بدانى كه «واحد» يا «ضمير» وصف نمىشود؟ و چنان نيست كه از برايش غير از كرد و كار گفته نشود، و او چنان نيست كه در بارهاش جهات و أجزاء، توهّم و خيال شود، و يا در باره او، جهات و اجزاء مختلف مثل جهات و اجزاء مخلوقين قابل تصوّر گردد، اين را خوب بفهم و دانستههاى صحيح خود را بر آن اساس قرار بده.
عمران سؤال كرد: آيا مرا در باره كيفيّت حدود خلقتش و معانى و انواع آن آگاه ميكنى؟ حضرت فرمودند: سؤالت را كردى، اكنون خوب دقّت كن تا بفهمى: حدود خلق خداوند شش نوع است، لمس كردنى، وزن كردنى، ديدنى، چيزى كه وزن[١] ندارد كه همان روح است و نوعى ديگر كه ديدنى است ولى وزن ندارد و قابل لمس و حسّ نيست، و رنگ ندارد و قابل چشيدن نيست و
[١]- در نسخهاى از كتاب:« ما لا لون له» به معناى بىرنگ آمده است.