ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٣٨ - باب ٧ گوشههايى از تاريخ موسى بن جعفر
(راوى گويد:) و علّت اين موضوع، اين بود كه يحيى بن خالد به يحيى بن أبى- مريم گفته بود: آيا مىتوانى كسى از آل أبى طالب را كه اهل دنيا و طالب دنيا باشد به من معرّفى كنى تا به زندگى او وسعت دهم؟ و به او مال و ثروتى عطا كنم؟ او گفت: بله، كسى را با اين اوصاف سراغ دارم و به تو معرّفى مىكنم، او علىّ بن اسماعيل بن جعفر است.
يحيى كسى را بدنبال او فرستاد و احضارش نمود و به وى گفت: در باره اوضاع و أحوال عمويت، و شيعيان او و اموالى كه براى او مىآورند برايم بگو.
علىّ بن اسماعيل گفت: بله، از اوضاع و احوال او خبر دارم، و سپس شروع كرد به سعايت و بدگويى از امام كاظم ٧، و از جمله اينكه، گفت: يك نمونه از ثروت و كثرت أموال او، اين است كه: آبادى و زمينى به نام «يسيره»،[١] خريدارى كرده به سى هزار دينار، وقتى پول را آماده كرد، فروشنده گفت: اين سكّهها را نمىخواهم، سكّههاى ديگرى به من بده، او (امام كاظم) نيز دستور داد آن سكّهها را در خزانهاش ريختند و سى هزار سكّه با همان وزن و اوصافى كه فروشنده خواسته بود حاضر كردند.
[١]- كذا، و في المصحّحة المخطوطة و البحار نقلا عن غيبة الشيخ« اليسيرية» و عن العيون« البشريّة».