ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤١٢ - باب ١٥ مجلس ديگرى از امام رضا
شما (مردم) خواسته مىشود، ما چنين حرفهايى را در بين امّت آخر (يعنى معاصرين يا آنان كه قبل از ما بودهاند) نشنيدهايم، اين سخن جز دروغ و افتراء چيز ديگرى نيست- ص: ٥ الى ٧) و آن زمان كه خداوند عزّ و جلّ مكّه را براى پيامبرش فتح نمود، فرمود: اى محمّد! «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ» (ما مكّه را با فتحى قطعى و آشكار براى تو فتح كرديم تا خدا گناه قبلى و بعدى تو را بپوشاند) همان چيزى را كه از نظر اهل مكّه به خاطر دعوت به توحيد در گذشته و بعد از آن، گناه محسوب مىشد، زيرا بعضى از مشركين مكّه مسلمان شدند و بعضى از مكّه خارج گرديدند، و آنان كه ماندند نتوانستند آن زمان كه حضرت مردم را به توحيد دعوت مىكرد در مورد توحيد نسبت به حضرتش ايراد بگيرند، چه اينكه با غلبه حضرت بر آنان، آنچه از نظر آنان گناه محسوب مىشد، پوشيده گرديد.
مأمون گفت: آفرين بر شما يا ابا الحسن! در باره اين آيه توضيح بفرماييد:
«عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ» (خدا از تو درگذرد! چرا به آنان اجازه دادى- توبه: ٤٣) حضرت فرمودند: اين آيه از قبيل «به در مىگويم، ديوار گوش كند» مىباشد، خداوند به ظاهر با پيامبرش صحبت كرده ولى منظور اصلى،