ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٤٣ - باب ١٢ باب مناظره حضرت رضا
عمران سؤال كرد: آيا آن موجود، به خودى خود، نزد خود، معلوم بود؟
(و به خودش علم داشت؟) حضرت فرمودند: جز اين نيست كه علم و شناخت هر چيز براى تميز آن از غير است، و براى اينست كه موجوديّتش ثابت و شناخته شود، و در آنجا وجود محض بود و غيرى نبود تا تمييز لازم باشد، و ضرورتى باشد كه امتياز هر يك معلوم گردد، جز وجود بحت بسيط، چيز ديگرى نبود تا لازم آيد حدّ هر يك معلوم گردد، آيا فهميدى اى عمران؟! گفت: آرى اى سرور من، پس اكنون بفرما به چه چيز ميدانست آنچه را كه مىدانست؟ يعنى به چه وسيلهاى آنچه را كه دانسته است، بدان آگاهى يافته؟
آيا به توسّط ضمير بوده است، يا چيزى غير از آن؟
مترجم گويد: منظور صورت حاصله از ذات معلوم در نفس عالم ميباشد.
و نيز هدف عمران از اين سؤال، ظاهرا اين بوده است كه با اثبات «ضمير» و يا هر چيز ديگرى در خداوند، وحدانيّت (تك بودن و وحدت مطلقه) ذات اقدس الهى را مورد تشكيك قرار دهد، و حضرت با اين بيان، «علم حصولى» را در مورد خداوند مردود دانستهاند و وحدت مطلقه (جزء ناپذير بودن) خداوند را اثبات نمودهاند.
حضرت فرمودند: اگر علم او از طريق «ضمير» (و آن صورت حاصله در انديشه) انجام بپذيرد، آيا مىتوان براى شناخت آن «ضمير» حدّ و حدودى قرار