ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٠٩ - باب ١٥ مجلس ديگرى از امام رضا
لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي* فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ» (خدايا خود را بمن نشان بده تا به تو بنگرم! گفت: هرگز مرا نخواهى ديد ولى بكوه بنگر اگر در جاى خود قرار گرفت (و موسى در اين وقت از كوه بزير آمده بود) مرا خواهى ديد. وقتى خداوند با آيهاى از آيات خود بر كوه تجلّى كرد، كوه را خرد نمود و موسى بيهوش بر زمين افتاد، وقتى به هوش آمد گفت: تو منزّهى، توبه مىكنم و بسوى تو بازمىگردم- اعراف: ١٤٣) يعنى از جهل قوم خود، به شناخت و معرفتى كه نسبت به تو داشتم، برمىگردم، و من از بين آنان اوّلين مؤمن هستم به اينكه تو ديده نمىشوى.
مأمون گفت: آفرين بر شما اى ابا الحسن! حال در مورد اين آيه توضيح دهيد: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ» حضرت فرمود: زليخا قصد يوسف كرد، و اگر يوسف برهان پروردگارش را نمىديد، او نيز قصد زليخا مىكرد، لكن او معصوم بود، و معصوم نه قصد گناه مىكند و نه مرتكب آن مىشود، و پدرم از پدرش حضرت صادق ٧ نقل فرمود كه آن حضرت چنين فرمود: (زليخا) تصميم گرفت كه انجام دهد و (يوسف) تصميم گرفت كه انجام ندهد.