ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٨٠ - باب ٣٠ اخبار درربار پراكندهاى كه از آن جناب رسيده است
قطرات عرقش سنگ ريزهها را تر كرد.
راوى گفت: پارهاى از اصحاب آن حضرت گفتند: امام گونه و صورت مباركش را به روى زمين مسجد گزارد.
شرح: «از ذيل كلام معلوم مىشود كه در زمان حضرت رضا مسجد النّبي مفروش به بوريا هم نبوده».
٤١- پدرم به سند مذكور متن از محمّد بن اسماعيل بن بزيع روايت كرده گفت: امام هشتم ٧ را در حال احرام ديدم و به دستش انگشترى بود.
شرح: «محرم ممنوع است زينت كند، لكن انگشترى به دست داشتن يا براى ثواب است و يا مهر نام- چنان كه در روايات آمده- و ممكن است براى زينت، لذا مطلق بدست داشتن مناط نيست مانند عينك كه ممكن است زينت باشد و ممكن است براى ديدن، و اين گونه امور تابع قصد و نيّت است».
٤٢- پدرم به سند مذكور از موسى بن سلّام روايت كرده كه گفت: حضرت رضا ٧ عمره بجاى آورد و هنگامى كه با خانه وداع كرد و آهنگ خروج نمود سوى باب حنّاطين آمد و در صحن مسجد در پشت كعبه ايستاد و دستهايش را