ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ١٩٣ - باب ٨ اخبارى كه در صحت وفات موسى بن جعفر
لاجوردىّ للَّه درّه مصحّح و محشّى چاپ حروفى اين كتاب بسال ١٣٧٨ قمرىّ در حاشيه اشارهاى دارند كه اين خبر در نسخه عتيقه نيست و با عنوان باب هم بيگانه و نامربوط است. حقير گويد: از اينكه ارتباطى با عنوان باب ندارد، معلوم مىشود كه بعدا اين مطلب كه شبيه به تاريخ و داستان است اضافه شده و شخصى كه آن را ساخته و پرداخته نتوانسته جاى آن را بشناسد، لذا در بابى كه مربوط بصحّت وفات امام ٧ است آن را آورده است. و شيخ بزرگوار صدوق عليه الرّحمة بزرگتر از اين است كه محلّ خبر را تشخيص ندهد و مطلبى كه مربوط به معجزات است بدون مناسبت، در باب «صحّت وفات» بياورد، و بعلاوه بعيد است امام كاظم ٧ كه مصداق أتمّ «وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ» مىباشند، و در باره پيروان آن حضرت خداوند مىفرمايد «وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ» مرد نادان و جاهلى را كه خود آلت دست هارون ناصبى شده است بدون موعظه و روشنگرى و نصيحت و توجّه دادن او بزشتى كار و حرمت عملش، با چنين وضعى ناهنجار عقوبت كند و بقتل رساند، با اينكه در اسلام عذاب و عقوبت حتّى قتال دفاعى پيش از اتمام حجّت بر عدوّ نبوده و نيست. و «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» كه از صفات مؤمنين است بعد از اتمام حجّت مىباشد نه قبل از آن، و در اين داستان كار اين چنين نيست، و كسانى كه تا اندازهاى معرفت و شناخت از خاندان عصمت و حجج الهى عليهم السّلام دارند و نور ولايت قلب آنان را روشن ساخته مشكل است چنين داستانها را بصرف اينكه معجزهاى در آن نقل شده و در مقابل، امام را با افراد معمولى و انتقامجو برابر دانسته، بپذيرند، امام ٧ در اينجا بگونه همنامش «كليم اللَّه» موسى بن عمران سحر ساحران را بايد باطل ميساخت كه عصايش «تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ» بود، نه نابودكننده ساحر يا ساحران، آنهم قبل از اتمام حجّت، و بالأخره براى آن دسته از افراد كه اين مطلب