ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٠٤ - باب ٨ اخبارى كه در صحت وفات موسى بن جعفر
بسيار مضطرب و ناراحتش كرد، به سراغ سگ رفت، ديد، در اثر سمّ، گوشت از بدنش جدا شده و مرده است، خادم را احضار كرد، يك شمشير و يك زيرانداز (كه موقع كشتن كسى روى زمين پهن مىكردهاند تا خونش روى آن بريزد) نيز طلبيد، به خادم گفت: در باره آن خرما، راستش را بگو و الّا مىكشمت، خادم گفت: يا أمير المؤمنين! من خرماها را به نزد موسى بن جعفر بردم و سلام شما را به او رساندم و در مقابل او ايستادم، او از من خلالى طلب كرد. من نيز خلالى به او دادم، او آن خلال را، در خرماها، يكى پس از ديگرى، فرو برده و مىخورد تا اينكه آن سگ به آنجا آمد. خلال را در يكى از خرماها فرو كرد و آن را به طرف سگ انداخت، آن سگ نيز خرما را خورد و او به خوردن بقيّه خرماها ادامه داد، و سپس اتّفاقى افتاد كه خود مىبينى.
هارون گفت: در باره موسى، سودى نبرديم، جز اينكه بهترين خرما را به او إطعام كرديم و سمّ خود را هدر داديم و سگمان نيز كشته شد، در باره موسى بن-