ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٠٤ - خطبه حضرت رضا
باشند و همراهى دو چيز با هم، نشانه حادث بودن آنهاست و حادث بودن هم با ازلى بودن منافات دارد، پس كسى كه بخواهد ذات خدا را با تشبيه نمودن او به مخلوقاتش بشناسد، در واقع خدا را نشناخته است، و كسى كه بخواهد كنه ذات خدا را دريابد، در واقع قائل به توحيد نيست (زيرا با اين كار عملا قائل شده است كه خداوند نيز مثل ساير موجودات است و مىتوان به كنه او دست يافت، و حال آنكه خداوند «تك» است و مثل و مانند ندارد) و كسى كه براى او مثل و مانند قائل شود، به حقيقت او آگاهى نيافته است، و كسى كه براى او نهايتى فرض كند او را تصديق ننموده است، و كسى كه بخواهد به او اشاره كند (يا در جهتى خاصّ به او اشاره كند) در واقع بسوى خدا نرفته، بلكه به سمتى ديگر توجّه نموده است، و به موجودى ديگر اشاره كرده است (زيرا خداوند در جهت خاصّى نيست تا بتوان به او در آن جهت اشاره كرد)، و هر كس او را تشبيه كند در واقع خداوند را قصد نكرده (بلكه به سراغ موجودى ديگر رفته است)، و هر كس براى خداوند اجزاء و ابعاض قائل شود، در واقع در مقابل او تذلّل و خوارى نكرده است، و هر كس بخواهد با قوّه فكر خود او را توهّم نمايد، در حقيقت به سراغ خدا نرفته است، هر آنچه كه به همراه نفس و ذات خود شناخته شود، مصنوع و ساخته شده است، و هر آنچه در چيز ديگرى (يا به چيز ديگرى) غير از خود، قائم و پابرجا باشد، معلول است و نياز به علّت دارد، به وسيله مخلوقات و ساختههاى خدا، مىتوان بر وجود او استدلال كرد و توسّط