ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٤٩ - باب ٣٠ اخبار درربار پراكندهاى كه از آن جناب رسيده است
مىباشد، و مرا مريض نداشته مگر فكر و غم آنان، امام ٧ فرمود: از همان كس كه اميد آن دارى كه حسنات تو را بيفزايد و گناهان تو را محو سازد از همان كس اصلاح كار فرزندانت را اميد دار، آيا نمىدانى كه رسول خدا ٦ فرمود:
هنگامى كه از سدرة المنتهى مىگذشتم و به شاخهها و ساقهاى آن رسيدم ديدم ميوههاى آن چون پستانها آويخته است. و از پارهاى از آنها شير مىچكيد و از پاره ديگر عسل و از برخى روغن و از بعضى آرد سفيد و از بعض ديگر نيشكر يا نخ و الياف و از ديگرى سدر يا دارچين كه گردى است شيرين، و همه آنها به جانب زمين مىريخت، و من مىپنداشتم و فكر مىكردم كه آيا اينها كه از اين پستانها ميريزد براى كيست و چه كسانى مستحقّ اين گونه نعمتهايند؟
جبرئيل همراه من نبود و من از مقام او گذشته بودم كه ناگاه صدائى برخاست و پروردگارم عزّ و جلّ به من خطاب كرد كه: اى محمّد! اين شجره را در مرتفعترين مكان رويانيدم تا از آن كودكان: پسران و دختران امّت تو را طعام و غذا دهم، پس به پدران دختران بگو: دل نگران ايشان مباشيد و از فقر و تنگدستى آنان رنج نبريد كه من همان طور كه آنها را خلق كردهام همان گونه (رزق)