ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٢٣ - باب ٢٥ سخنان حضرت رضا
فرمود: عمويم زيد چه كرد؟ بغض، گلويم را گرفت، فرمود: او را كشتند؟
گفتم: بله، قسم به خدا كه او را كشتند، فرمود: آيا جنازهاش را هم بر دار كردند؟ گفتم بله، قسم به خدا كه جنازهاش را هم دار زدند، راوى گويد:
حضرت به گريه افتاد و اشكهايش همچون دانههاى درّ از دو طرف صورت مباركش مىريخت، سپس فرمود: فضيل! آيا در جنگ با اهل شام همراه عمويم زيد حضور داشتى؟ گفتم: بله، فرمود: چند نفر از آنان را كشتى؟
عرض كردم: شش نفر، فرمود: آيا در اين جنگ شكّ و شبههاى دارى؟ عرض كردم: اگر شكّ داشتم آنان را نمىكشتم، در اين موقع شنيدم كه ميفرمود:
خداوندا مرا نيز در ثواب اين جنگ شريك گردان! قسم به خدا كه عمويم و يارانش شهيد از دنيا رفتند همچون علىّ بن ابى طالب ٧ و يارانش.
شيخ صدوق مىفرمايد: از اين حديث فقطّ قسمتى را كه مورد نياز بود نقل كردم (و باقى حديث را نقل نكردم) و خداوند تعالى توفيق دهنده است.