پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٩ - بخشندگى امام
آنان مىداد. اين كيسهها در زيادى و گرانى ضرب المثل بودند. خاندان حضرت مىگفتند: «شگفتانگيز است كسى كه از كيسههاى [حاوى دينار] موسى برخوردار شود و از كمبود و فقر شكايت كند».[١]
عنايت سرشار امام به جايى رسيده بود كه اگر مىشنيد كسى نسبت به حضرتش جفا و ستم مىكند، كيسهاى حاوى هزار دينار براى او مىفرستاد.[٢] دهشهاى پنهانى حضرت آنچنان بود كه زندگى فقيران مدينه را تأمين مىكرد و آنان در سايه عطاى حضرت متنعم بودند.
«عيسى بن محمد قرطى» از جمله كسانى است كه از عنايات حضرت كاظم عليه السّلام بهره برد و از درماندگى وارهيد. او مىگويد: «در نزديكى «جوانيّه» (در حوالى مدينه) در كنار چاهى كه «ام عضام» خوانده مىشود، مزرعه خربزه، خيار و كدو داشتم كه با ١٢٠ دينار (قيمت دو شتر) آن را سامان داده بودم.
زمانى كه بوتهها به مرحله باردهى رسيدند، مزرعه مورد هجوم ملخها قرار گرفت و نابود شد. پس از اين حادثه امام موسى بن جعفر عليه السّلام سراغ من آمد و سلام كرد و گفت: «چگونهاى؟ گفتم: خاكسترنشين شدهام. ملخها مزرعهام را تباه كردهاند.
امام عليه السّلام فرمود: چقدر هزينه مزرعه كردهاى؟
گفتم: ١٢٠ دينار، قيمت دو شتر.
حضرت كاظم عليه السّلام رو به «عرفه» كرد و فرمود: ١٥٠ دينار براى «ابن المغيث» وزن كن. آنگاه رو به من كرد و دينارها را به من داد و فرمود: پس سود تو سى دينار و دو شتر است».[٣]
[١] . عمدة الطالب/ ١٨٥.
[٢] . تاريخ بغداد، ج ١٣، ص ٢٧.
[٣] . تاريخ بغداد ١٣/ ٢٩ و كشف الغمه ٢/ ٢١٧.