پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٤ - نماز آن حضرت
خداوند و دلش آكنده از ايمانى ژرف و راسخ بود. «شيبانى» درباره ابعاد و گستره عبادت حضرت كاظم عليه السّلام مىگويد: ابو الحسن، موسى [بن جعفر عليه السّلام] حدود هفت سال همه روزه هنگام برآمدن خورشيد سر بر سجده مىنهاد و ظهر سر از سجده برمىداشت.[١]
هارون الرشيد، دشمن سرسخت امام موسى بن جعفر عليه السّلام، حضرت را نمونه اعلا در بندگى و ايمان معرفى مىكرد، زيرا خود توجه فوق العاده امام را به بندگى خداوند ديده بود. آن هنگام كه امام را در زندان «ربيع»[٢] به بند كشيده بود، از فراز كاخ خود خانه (زندان) را مىكاويد. او در جاى مخصوصى از آن خانه جامهاى بر زمين مىديد كه هرگز جابهجا نمىشود و حركتى ندارد.
[١] . شيبانى ابو عبد الله محمد بن حسن( مولاى بنى شيبان) سالها در محفل درس ابو حنيفه حضور يافت و نزد ابو يوسف دانش اندوخت. كتابهاى فراوانى نگاشت و دانش ابو حنيفه را گستراند.
شافعى مىگويد دانش فراوانى از محمد بن حسن اندوختم. او همچنين مىگويد« هركس كه درباره مسأله اختلافى مورد سؤال قرار مىگرفت ناخشنودى در چهرهاش پديدار مىشد مگر محمد بن حسن».
شيبانى به سال ١٨٧ ق. در ٥٨ سالگى زندگى را وداع گفت( نك: طبقات الفقهاء/ ١١٤).
[٢] . ربيع بن يونس حاجب منصور بود و پس از ابو ايوب وزير منصور شد و مورد علاقه و اعتماد كامل او قرار گرفت. روزى منصور به ربيع گفت« خدا تو را رحمت كند اى ربيع اگر مرگ نبود دنيا چه دلپذير و چه گوارا مىبود!
ربيع به او گفت دنياى بدون مرگ دلپذير نيست.
منصور پرسيد چرا چنين است؟
ربيع پاسخ داد اگر مرگ نبود تو بر اين تخت نمىنشستى.
منصور گفت راست گفتى.
هنگامى كه مرگ منصور فرارسيد به ربيع گفت آخرت را به يك خواب[ خوش] فروختيم».
گفته مىشود كه ربيع پدرى شناخته شده نداشت. روزى يكى از بنى هاشم بر منصور وارد شد و لا به لاى گفتوگو مىگفت« پدرم- كه خدايش رحمت كند- و مرتب از پدر خود ياد كرده و بسيار براى او طلب رحمت مىكرد. ربيع به مرد هاشمى گفت در محضر امير المؤمنين چقدر براى پدرت طلب رحمت مىكنى؟ مرد هاشمى گفت تو را از اين بابت معذور مىدارم زيرا قدر و منزلت پدر را نمىدانى.
ربيع از اين پيشامد شرمگين شد. ربيع به سال ١٧٠ ق. از دنيا رفت( نك: وفيات الاعيان ١/ ٢٣١- ٢٣٣ چاپ بولاق).