پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١١ - جانشينى امام كاظم عليه السلام
و نيكوكارترين و محبوبترين فرزندانم نزد من است و او همراه من در «جفر» مىنگرد (اين علم را مىداند) [و بدان كه] جز پيامبر يا جانشين پيامبر در جفر نمىنگرد.[١]
٣. «داوود رقى» مىگويد: «به ابو ابراهيم عليه السّلام گفتم: فدايت گردم، كهنسال شدم [و بيم لغزش در شناخت امام خود دارم]، پس دست مرا بگير و از دوزخ رهايىام بخش. او به فرزندش ابو الحسن عليه السّلام اشاره كرده، فرمود: او پس از من امام شماست».[٢]
٤. از «محمد بن اسحاق بن عمار» نقل شده كه: «به ابو الحسن عليه السّلام اول گفتم:
[به جاست كه] مرا با كسى آشنا كنى تا [احكام] دينم را از او فراگيرم؟
امام عليه السّلام فرمود:
[از] اين فرزندم على [احكام دينت را بگير]. پدرم مرا با خود كنار قبر رسول خدا برد و فرمود: اى پسركم، خداى- عزّ و جلّ- فرموده است: «من در زمين خليفهاى از بشر خواهم گماشت»[٣] و چون خداى- عزّ و جلّ- چيزى بگويد، بدان وفا كند.[٤]
٥. از «داوود رقى» نقل است كه گفت: به ابو الحسن موسى عليه السّلام گفتم:
كهنسال و پيرى شدهام. از پدرت درباره جانشين او پرسيدم، تو را معرفى كرد، حال مرا با جانشين خود آشنا كن.
امام عليه السّلام فرمود: اين ابو الحسن رضا [جانشين من است].[٥]
٦. از «زياد بن مروان قندى» (كه واقفى مذهب بود) نقل شده است كه گفت: «بر ابو ابراهيم وارد شدم. فرزندش ابو الحسن عليه السّلام نزد او بود. ابو ابراهيم به من فرمود:
[١] . همان/ ٣١٢.
[٢] . همانجا.
[٣] . بقره/ ٣٠.
[٤] . اصول كافى ١/ ٣١٢.
[٥] . همانجا.