پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٨ - ٢ پرورش انديشه سياسى
اى اسماعيل، [دنياطلبان و پيروان باطل] در بستر أمن خود آرام گرفتند و مرا ترسان [و بىيار] وانهادند. هان، به خدا سوگند در تمام دنيا تنها يك تن بندگى و اطاعت خدا مىكرد و اگر جز او كسى ديگرى مىبود خداوند او را نام مىبرد كه فرموده است «به راستى ابراهيم، پيشوايى مطيع خدا [و] حقگراى بود و از مشركان نبود». پس ابراهيم تا آن زمانى كه خداوند مىخواست شكيبايى در پيش گرفت، آنگاه خداوند «اسماعيل» و «اسحاق» را همنشين و همدل او گرداند و آنان سه تن شدند. هان به خدا سوگند كه مؤمنان [حقيقى] كماند و پيروان باطل فراوان. آيا دليل آن را مىدانى؟
گفتم: فدايت شوم نمىدانم.
امام عليه السّلام فرمود: [مؤمنان دو چهره و متظاهر] همنشين مؤمنان [واقعى] قرار داده شدند تا مؤمنان درد دل خود را با آنان واگويند و بدين وسيله به آرامش دست يابند».[١]
ب) امام موسى بن جعفر عليه السّلام تلاش خود را به كار بست تا براساس تقويت رشته برادرى و دوستى مبتنى بر ايمان، شيعيان را تربيت كند تا اين جماعت صالحان به مقتضاى پيوندهاى اعتقادى و روحى، به نيرويى منسجم و به هم پيوسته و تزلزلناپذير مبدل شوند. مطلبى كه در زير مىخوانيم گواهى بر اين گفتار و يكى از اين آموزههاست:
روزى امام كاظم عليه السّلام از يكى از ياران خود به نام «عاصم» پرسيد: اى عاصم، در رسيدگى و نيكى [به يكديگر] چگونهايد؟
عاصم گفت: در بهترين و برترين وضعيتى كه كسى در اين راه داشته است.
امام فرمود: [به آن مرحله رسيدهايد كه] يكى از شما در گرفتارى و تنگدستى به خانه
[١] . اصول كافى ٢/ ٣٤٣ و بحار الانوار/ ٣٧٣ حديث ٩٤ و ٦٧/ ١٦٢( به نقل از اصول كافى ٢/ ٣٤٣). در تفسير اين خبر تعليقهاى دارد به اين شرح از آنرو خداوند اين منافقان را به صورت مؤمنان و در ميان آنان قرار داده است تا مؤمنان از كمى افراد دستخوش بيم و هراس نشوند.