پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٢ - بخش نخست ويژگىهاى عصر امام كاظم عليه السلام
بزرگ قرار داد و امر بزرگ را به وسيله منصور پنهان داشت، چرا كه اگر منصور مىپرسيد: وصى جعفر بن محمد عليه السّلام كيست؟ پاسخ مىشنيد: تو وصى او هستى.
مرد خراسانى مىگويد: معناى پاسخ او را نفهميدم.[١] آنگاه به مدينه رفت تا خود، وصى امام صادق عليه السّلام را بازشناسد».
نكته دوم: پس از شهادت امام صادق عليه السّلام حاكميت، شيعيان را به شدت زير نظر داشت و از همينرو آشفتگى و درماندگى جامعه تشيع را در برگرفت و محيط، آكنده از احتياط و تقيه شد. حال و هواى اين مقطع زمانى را كه از نظر تاريخ تشيع حايز اهميت است، از زبان «هشام بن سالم» يكى از برجستگان و چهره شناختهشده تشيع مىشنويم. او مىگويد: «پس از وفات امام جعفر صادق عليه السّلام من و «مؤمن طاق» (ابو جعفر) در مدينه بوديم. مردم يكصدا «عبد الله افطح» را جانشين پدرش امام صادق عليه السّلام مىدانستند، زيرا از امام صادق عليه السّلام نقل مىكردند كه فرموده است: امر [امامت] از آن بزرگ [تر] است اگر نقصى نداشته باشد.
من و «صاحب طاق» بر عبد الله وارد شديم و مردم را گرد او جمع شده ديديم. همانگونه كه پيش از آن از پدرش مسائلى را مىپرسيديم، از او سؤال كرديم: زكات بر چه مقدار واجب است؟
گفت: در دويست درهم، پنج درهم.
پرسيديم: زكات صد درهم چه مقدار است؟
[١] . عوالم العلوم الامام الكاظم عليه السّلام/ ١٧٥.