پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٤ - روايات امام صادق عليه السلام درباره امامت حضرت كاظم عليه السلام
خود بر در سراى حضرت ديدم. در آن هنگام شنيدم كه امام صادق عليه السّلام به يونس مىگويد: اى يونس، مطلب همانگونه است كه فيض براى تو بازگفته است.
يونس گفت: شنيدم و [به جان] اطاعت كردم.
آنگاه امام صادق عليه السّلام به من فرمود: اى فيض، او را با خود ببر.[١]
١٢. «صفوان جمّال» مىگويد: «از امام صادق عليه السّلام درباره امام بعد از او پرسيدم، حضرت فرمود: صاحب منصب امامت به بيهودگى و بازى نمىپردازد.
در اين هنگام ابو الحسن موسى (كه خردسال بود و بزغالهاى از نژاد بزهاى مكه به همراه داشت) وارد شد. او به بزغاله مىگفت: براى پروردگارت سجده كن!
امام صادق عليه السّلام او را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فداى او باد كه به بيهودگى و بازى نمىپردازد».[٢]
١٣. از «زيد نرسى» روايت شده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود: با خداى خويش به راز و نياز پرداخته و به درگاه او دست نياز بردم تا فرزندم اسماعيل جانشين من باشد، اما خداوند مقام امامت را فقط براى فرزندم موسى مقرر داشته و امامت را جز براى او نمىپسنديد.[٣]
١٤. از «زيد بن اسباط» روايت شده است كه گفت: «امام صادق عليه السّلام را در بيمارىاش كه به رحلت او انجاميد ديدار كردم. امام عليه السّلام فرمود: [امام صادق عليه السّلام] با اشاره به فرزندش موسى [فرمود:] اى زيد، اين كودك را مىبينى؟ چون ديدى مردم درباره [امامت] او دچار اختلاف شدند، گواهى بده كه من تو را آگاه كردم و گفتم: از آنرو برادران يوسف او را در چاه افكندند كه نسبت به وى حسد ورزيدند، زيرا گناهى جز بازگفتن خواب
[١] . اصول كافى ١/ ٣٠٩ حديث ٩.
[٢] . همان/ ٣١١ حديث ٥ و الارشاد ٢/ ٢١٩.
[٣] . زيد نرسى الاصل/ ق ٣٩.