پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٥١ - مولود خجسته
به مدينه بازگشتند. چون به «ابواء»[١] رسيدند حميده درد زايمان را در خود حس كرد. از آنجا كه امام صادق عليه السّلام به او سفارش كرده بود. كه پيش از هر اقدامى ايشان را در جريان بگذارد، حميده كسى را فرستاد تا امام عليه السّلام را از وضع خود باخبر كند. امام كه با عدهاى از ياران خود مشغول خوردن غذاى چاشت بود با شنيدن اين مژده به سوى حميده شتافت. ديرى نپاييد كه آن بانوى گرامى، مهتر و سرورى از سروران مسلمانان و امامى از امامان اهل بيت عليهم السّلام را به دنيا آورد. اينسان بود كه نيكوكارترين مردم، مهربانترين آنان نسبت به مستمندان، پر تحملترين ايشان در راه خدا و عابدترين و ترسانترين خلق خدا زاده شد. جهان از قدوم چنين مولودى خجسته، فروغ يافت؛ مولودى كه در عصر خود، پرفايدهترين و پر بركتترينها براى اسلام بود.
امام صادق عليه السّلام فرزندش را در آغوش گرفت و در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه (كه از سنتهاى مؤكد در اسلام است) خواند. پس از اين مراسم، امام صادق عليه السّلام درحالىكه خنده بر لب داشت نزد ياران خود بازگشت. ياران به حضرت گفتند: «خدا تو را شاد كند، فدايت شويم اى سرور ما، حميده چه كرد؟
حضرت مژده زاده شدن مولود مبارك را به آنان داد و آنان را با منزلت والاى فرزندش آشنا كرده، فرمود: خداوند فرزندى به من عطا فرمود و او بهترين كسى است كه خداوند آفريده است.
سخن امام صادق عليه السّلام گزاف نبود، چرا كه فرزندش امام كاظم عليه السّلام از نظر
[١] . روستايى از نواحى مدينه است و مدفن آمنه دختر وهب مادر پيامبر گرامى اسلام در آنجاست.