پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٧ - مصادر و روش شناخت
٧٤. اى هشام، [بدان كه] گياه در زمين نرم و هموار مىرويد و در سنگ محكم سر بر نمىآورد. از همينروست كه حكمت در دلهاى متواضع پديد آمده و سامان مىگيرد، نه در دلهاى متكبر و سركش، زيرا خداوند، فروتنى را ابزار خرد و تكبر را ابزار نادانى قرار داده است. آيا نمىدانى كه هركس [بىباكانه] به سمت سقف، سر فراز مىكند، لاجرم شكستن سر در پى خواهد داشت و هركس سر فرو افكند از سايه سقف بهره جسته، در آن پناه مىگيرد؟ به همين صورت است كه هركس براى خدا فروتنى نكند خدايش فرو افكند و هركس براى خدا تواضع ورزد، خدايش رفعت و بلندى دهد.
٧٥. اى هشام، چه زشت [و سخت است] بينوائى پس از توانمندى و تن دادن به گناه پس از [عمرى] زهد و بندگى. زشتتر از آن، [كار] عابدى است كه [پس از روزگارى بندگى خداوند] بندگى خدا را ترك كند.
٧٦. اى هشام، زندگى براى دو كس نيكو و پر از خير است: شنوندهاى بيدار و گويندهاى عالم [و آگاه].
٧٧. اى هشام، هيچ چيزى بهتر و برتر از عقل، ميان مردم قسمت نشده است. خفتن خردمند از شب زندهدارى جاهل برتر است و هرپيامبرى كه مبعوث شد [از نظر عقل] سرآمد عاقلان بود تا عقلش برتر از تمام كوشش كوشندگان [در عبادت] باشد. [بدان كه] هيچ بندهاى واجبى از واجبات خداوند را نتواند به جاى آورد، مگر اينكه در بند بندگى خدا باشد.
٧٨. اى هشام، رسول خدا فرمود: «هرگاه مؤمن را خاموش يافتيد بدو نزديك شويد، چرا كه او حكمت را فرامىگيرد [و مىآموزد]. مؤمن كم سخن گويد و بسيار عمل كند و منافق بسيار گويد و كم عمل كند».
٧٩. اى هشام، خداوند به حضرت داوود عليه السّلام وحى كرده، فرمود: به بندگانم بگو: ميان خود و من عالمى شيفته دنيا شده [واسطه] قرار ندهند، چرا كه آنان را از ياد من، راه من، محبت و دوستى من و مناجات من بازمىدارد. اين عالمان، راهزنانى هستند كه راه بندگان مرا به سوى من قطع مىكنند. كمترين كارى كه با آنان مىكنم اين است كه شيرينى محبت و دوستى و مناجات با خودم را از دل آنان برمىگيرم».