پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٩ - مصادر و روش شناخت
٣٠. اى هشام، امير المؤمنين [على بن ابى طالب] عليه السّلام مىگفت: «به وسيله هيچ چيزى چون عقل، خداوند عبادت نشده است و عقل كسى كمال نمىيابد تا اينكه چندين خصلت در او جمع شود: كفر و شر در او راه نيابد، از او اميد راهيافتگى و خير برود، زيادى مالش [در راه خدا] بذل شود، از گفتار زياد [و بىجا] بپرهيزد، بهرهاش از دنيا قوتى [كه بدان زنده ماند] باشد، همه عمر از دانش سيرى نپذيرد، خوارى و كوچكى در كنار خدا را بر عزت و بزرگى در كنار غير خدا نزد او محبوبتر باشد، فروتنى را بر بزرگى [ترجيح داده،] پسنديدهتر داشته باشد، احسان كم ديگران را زياد و نيكى بسيار خود را كم شمارد و مردم را همگى بهتر از خويش دانسته، خود را نزد خويش بدتر از همگان بداند كه اين تمام امر است [و چنين كسى با چنين اوصافى به مراتب كمال عقل دست يافته است]».
٣١. اى هشام، هركس زبانش راست گفتار شد، عملش پاكيزه گردد و هركس نيت خود را نيكو گرداند، روزىاش فزونى گيرد و هركس در حق برادران و خاندان خود نيكىاش بهتر و بيشتر باشد، عمرش دراز گردد.
٣٢. اى هشام، حكمت را به نادان ندهيد (نياموزيد) كه در حق حكمت، ستم روا داشتهايد و آن را از شايستگان و اهل حكمت دريغ مكنيد كه بر آنان ستم روا مىداريد.
٣٣. اى هشام، همانگونه كه [دنياپرستان] حكمت را براى شما وانهادهاند، شما نيز دنيا را براى آنان واگذاريد.
٣٤. اى هشام، آنكه جوانمردى و مروت نداشته باشد دين ندارد و آنكه عقل نداشته باشد مروت ندارد. گراميترين و ارجمندترين مردم كسى است كه دنيا را همسنگ و معادل خود نداند. بدن شما بهايى و عوضى جز بهشت ندارد، پس به چيزى جز بهشت مفروشيدش.[١]
[١] . صاحب كتاب« الوافى» از استادش- كه خداوند هردوى آنان را رحمت كند- مطلبى در همين باب نقل كرده مىگويد« زيرا كه بدنها روزبهروز در حال كاستى است تا اين جان از آن بريده راه آخرت در پيش گيرد. حال اگر اين جان سعادتمند باشد در مسير هدايت و استقامت در راه بندگى قرار گرفته نهايت تلاش او در اين خاكدان انقطاع به سوى خدا و رسيدن به نعيم بهشت است. در اين حال چنان است كه بدن خود را در برابر بهايى چون بهشت به خداوند فروخته و خداوند- عزّ و جلّ- او را براى همين امر آفريده است اما اگر جان تيرهبخت و شقاوت پيشه باشد تمام سعى او در زندگى بر آن است تا قرين شيطان باشد و[ در نتيجه] گرفتار كيفر دردناك آتش دوزخ مىگردد چرا كه گام در-- گمراهى نهاده است و بدين ترتيب در معاملهاى با شيطان بدن خود را به شهوات و لذتهاى حيوانى فروخته است؛ لذتهايى كه به آتش سوزنده و دردناك بدل خواهد شد و امروز از ديده دنياداران و دنياپرستان پنهان است و در قيامت آشكار مىشود. خداوند درباره آتش فرموده است و برزت الجحيم لمن يرى؛ و جهنم براى هركه ببيند آشكار گردد( نازعات/ ٣٦). پس در آنجاست كه باطلكاران زيان خواهند ديد.