پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠ - بخش نخست امام كاظم عليه السلام در يك نگاه
دربرگرفته بود بهرهمند شد.
آن حضرت عليه السّلام، دوران حكمرانى سفاح و منصور عباسى را- كه در ٢٥ شوال ١٤٨ ق پدر بزرگوار آن جناب به شهادت رسانده بود- درك نمود و در حالى كه خطر مرگ وجود مباركش را تهديد مىكرد و جامعه دستخوش بحران بود، به جاى پدر عهدهدار منصب امامت شد. حضرت صادق عليه السّلام براى حفاظت از جان فرزندش موسى، تدابيرى انديشيد تا در بدترين شرايط سياسى، جنبش رسالت الهى تداوم يابد. بدين ترتيب اين درخت تناور و پر شاخ و برگ و سر به آسمان كشيده به ثمر نشست و در سه دهه از عمر مالامال از هدايت، از آزادى نسبى روزگار مهدى عباسى و حدود يك دهه در روزگار هارون برخوردار شد. پايههاى حكومت عباسى در سه دهه نخستى كه امام كاظم عليه السّلام با آنان هم عصر بود، هنوز بهطور كامل قدرت نگرفته بود، اما امام در دهه چهارم زندگى خود با فشارها و تنگناهايى روبهرو شد كه هيچ يك از امامان عليه السّلام در روزگار امويان و در عهد خلفاى پيشين عباسى با آن روبهرو نبودند.
زندانهاى طولانى، طرحهاى پياپى براى از ميان برداشتن امام و سرانجام كشته شدن به دست كارگزاران حكومتى كه به نام خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمانروايى مىكرد، تنگناهايى بود كه حضرت كاظم عليه السّلام با آن روبهرو شد. نقل شده است:
«آنگاه كه هارون الرشيد، امام كاظم عليه السّلام را دستگير كرد، خطاب به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و درحالىكه عذرخواهى مىكرد گفت: از آنرو نواده تو را بازداشت مىكنم كه وجودش در ميان امت، باعث تفرقه و پراكندگى است ...» بدين ترتيب مىبينيم كه شمشير بر گردن مسلمانان و حتى امامان و پيشوايان حقيقى ايشان سايه افكنده بود. انا لله و انا اليه راجعون.
امام كاظم عليه السّلام در اهميت دادن به رسالت الهى و مصون داشتن آن از تباهى