پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٧ - مبحث دوم موضعگيرى هارون نسبت به امام كاظم عليه السلام
«هارون الرشيد درصدد قتل امام كاظم عليه السّلام برآمد و از همين رو فضل بن ربيع را خواست و به او گفت: كارى پيش آمده كه به دست تو به انجام مىرسد.
از تو مىخواهم آن را انجام دهى و در عوض، يكصد هزار درهم به تو پاداش مىدهم.
فضل بن ربيع به خاك افتاد و گفت: [آنچه مىخواهى] فرمان است يا درخواست؟
هارون گفت: درخواست است. سپس گفت: دستور دادم تا يكصد هزار درهم به خانه تو ببرند و در عوض از تو مىخواهم به خانه موسى بن جعفر عليه السّلام رفته، سر او را براى من بياورى.
فضل مىگويد: به خانهاى كه موسى بن جعفر عليه السّلام در آن بود رفتم. او در حال نماز بود. نشستم تا نماز خود را تمام كرد، سپس خندان به سوى من آمده، او به من گفت: مىدانم به چه مقصودى آمدهاى. مهلتم ده تا دو ركعت نماز بگزارم.
فضل مىگويد: خواسته او را اجابت كردم و او برخاسته وضويى كامل ساخت، دو ركعت نماز در كمال خوبى گزارد، حرزى (دعايى) خواند و ناگهان ناپديد شد. نمىدانستم زمين او را فرو بلعيد يا آسمان او را ربود. نزد هارون باز گشتم و ماجرا را براى او گفتم.
هارون شروع به گريستن كرد و گفت: خداوند او را از گزند من ايمن گرداند».[١]
[١] . بحار الانوار ٩٤/ ٣٣٢( به نقل از مهج الدعوات/ ٣٠- ٣١)؛ عوالم العلوم( الامام موسى بن جعفر)/ ٢٨٤.