پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٥ - مبحث دوم موضعگيرى هارون نسبت به امام كاظم عليه السلام
هارون گفت: به من خبر دادهاند كه شما مىگوييد: همه مسلمانان برده و كنيز ما هستند و نيز مىگوييد: هركس از ما حقى بر گردن داشته، آن را به ما نرساند، مسلمان نيست.
امام عليه السّلام فرمود: آنان كه مدعىاند ما چنين مىگوييم، دروغ گفتهاند. اگر آنچه مىگويند درست باشد چگونه مسلمانان مىتوانند غلام و كنيز بخرند و بفروشند؟ ما نيز غلامان و كنيزكانى مىخريم، در كنار آنان مىنشينيم، با آنان غذا مىخوريم. غلام را كه مىخريم او را «پسرم» خوانده و كنيز را «دخترم» خطاب مىكنيم. به منظور نيل به قرب الهى با آنان غذا مىخوريم. حال اگر مسلمانان غلامان و كنيزان ما بودند خريد و فروش آنان صحيح و جايز نبود».[١]
٣. هارون الرشيد هماره در تلاش بود تا از منزلت امام كاظم عليه السّلام كاسته، او را در تنگنا قرار دهد. در يكى از مجالس هارون كه امام كاظم عليه السّلام نيز در آن حضور يافت، دانشمند و حكيم هندى در آنجا حاضر بود. چنين برمىآيد كه حضور حكيم هندى از پيش و توسط هارون طراحى شده بود تا او و امام عليه السّلام را در يك مجلس جمع كرده، پس از مباحثات علمى بتواند- به نظر خود- امام عليه السّلام را كوچك كرده، از جايگاه علمى او بكاهد. البته اين مطلب را در گفتار خود هارون و عكس العمل او پس از اذعان حكيم هندى به دانش سترگ امام كاظم عليه السّلام در همين داستان مىخوانيم. داستان به اين شرح است:
«حكيمى فرزانه از مردم هند در مجلس هارون حضور داشت كه امام كاظم عليه السّلام وارد مجلس هارون شد. هارون امام را ارج نهاد و گرامىاش داشت.
مرد هندى از اين برخورد هارون با امام عليه السّلام نسبت به حضرت رشك ورزيده،
[١] . بحار الانوار ٤٨/ ١٤٦.