پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٤ - مبحث دوم موضعگيرى هارون نسبت به امام كاظم عليه السلام
و «خويشاوندان نزديك ما» على عليه السّلام است.
عالمان بر اين مطلب اجماع دارند كه جبرئيل در جنگ احد به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت: اى محمد صلّى اللّه عليه و آله، همين [فداكارى]، احسان على و براى تو قوت قلبى است.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: زيرا او از من است و من از اويم.
جبرئيل گفت: و من از شما دو تن هستم، آنگاه گفت: شمشيرى چون ذو الفقار و جوانمردى چون على نيست.
اين ستايش [كه جبرئيل مأمور ابلاغ آن بود] همان ستايشى است كه خداوند از خليل خود كرده، فرمود: جوانى، از آنها [به بدى] ياد مىكرد كه به او ابراهيم[١] گفته مىشود.
ما طايفه عموزادگان تو به اين گفته جبرئيل كه «او از ماست» افتخار مىكنيم.
هارون گفت: احسنت اى موسى، نياز خود را به ما بگو.
گفتم: اولين حاجت من اين است كه عموزاده خود را آزاد گذارى تا به حرم جدش صلّى اللّه عليه و آله و نزد خانوادهاش بازگردد.
هارون گفت: ببينيم- ان شاء اللّه-».[٢]
٢. روش ديگرى كه هارون الرشيد در برخورد با امام كاظم عليه السّلام در پيش گرفت متهم كردن حضرت به انحرافهاى فكرى بود تا از اين رهگذر شوكت و عظمت امام را درهم شكسته و توجهى باشد براى ستمى كه خود بر حضرت روا مىداشت.
او به امام كاظم عليه السّلام گفت: يك مسأله باقى مانده كه بايد آن را روشن كرده، مرا از آن آگاه كنى و اميدوارم كه از آن رنجه نشوى.
امام عليه السّلام فرمود: بپرس.
[١] . انبيا/ ٦٠.
[٢] . عيون اخبار الرضا ١/ ٨١.