پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٧ - مبحث يكم ويژگىهاى روزگار هارون الرشيد
گفتم: از آن من است اى امير مؤمنان [!].
هارون گفت: آهنگ «ابن سريج» بخوان و من خواندم.
هارون دستخوش طرب شد و جامى از مى نوشيد و جامى به كنيزك داد و جامى به من نوشاند».[١]
«نرد» و «شطرنج»[٢] از بازىهاى و مورد علاقه شديد هارون بود و در اين راه اموال زيادى هزينه كرد. در برابر اين گشادهدستىها و علاقه و محبت به بدكاران و مطربان و كنيزكان، مىبينيم كه هارون در برخورد با علويان، موضعگيرى كاملا خصمانه و كينهتوزانهاى داشت و آن هنگام كه به قدرت رسيد و زمام حكومت را به دست گرفت سوگند ياد كرد كه علويان را از پاى در آورده و بكشد. او آنچه در دل داشت در قالب اين عبارت بر زبان آورده، چنين گفت: «به خدا سوگند، كه علويان و شيعيان آنان را خواهم كشت».[٣]
او در اين راه به سوگند خود وفادار ماند و جمعى بزرگ از بزرگان علويان كه در دانش و پرهيزگارى برترين و سرآمد مسلمانان بودند، كشت. زمانى كه ديد مسلمانان بىشمارى به زيارت مرقد امام حسين عليه السّلام مىروند، به دستور او خانههاى اطراف مرقد امام حسين عليه السّلام را ويران كرده، درخت سدرى كه در كنار قبر مطهر امام قرار داشت از ريشه درآوردند.[٤]
او همچنين فرمان داد زمين كربلا را شخم بزنند تا هيچ اثر و نشانهاى از قبر امام حسين عليه السّلام برجاى نماند. اين كار هارون و ديگر جنايتهاى او بىپاسخ نماند و حضرت قادر قهار در همان سال او را در خراسان به هلاكت
[١] . همان ٥/ ١٢٦- ١٢٧.
[٢] . همان ٩/ ١٢٦- ١٢٧.
[٣] . همان ٥/ ٢٢٥.
[٤] . الاغانى ٢/ ١٩؛ الامالى/ ٢٠٦.