پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٠ - امام كاظم عليه السلام و پيشگيرى از فروپاشى اخلاقى
امام عليه السّلام فرمود: راست گفتى، اگر بنده مىبود يقينا از مولاى خود مىترسيد.
پس از اين گفتوگو كنيزك داخل خانه شد و بشر كه بر خوان شراب نشسته بود از او علت تأخيرش را جويا شد و او تمام ماجرا را براى بشر نقل كرد. بشر با شنيدن اين مطلب [پابرهنه و] سراسيمه از خانه خارج شد و خود را به امام رساند، به دست حضرتش توبه و از امام عليه السّلام عذرخواهى كرد و بر كرده خويش گريست.[١] از آن پس بشر به تهذيب نفس پرداخت، با شناخت و ايمان كامل راه خداوند را در پيش گرفت، از بندگان ممتاز حضرت احديت گرديد و سرانجام در زهد و پرهيزگارى سرآمد روزگار خويش شد».
«ابراهيم حربى» بشر را چنين توصيف كرده است: «بغداد، خردمندتر در گفتار و خويشتندارتر از بشر بن حارث به خود نديده و عرضه نكرده است.
در هررشته موى او خرد نهفته است».[٢]
بدين ترتيب، بشر بن حارث، معروف به «بشر حافى» (پابرهنه) به بركت هدايتگرى امام كاظم عليه السّلام از وادى غفلت رها شد و با رويگردانى از جلوههاى دنيا قناعت پيشه كرد. او درباره قناعت گفته است: «اگر در قناعت فقط عزت بىنيازى باشد، همين بسنده است».
و نيز از گفتههاى اوست: «جوانمردى در قناعت، برتر از جوانمردى در بخشش و دهش است».[٣]
«خطيب بغدادى» آورده است: «روزى بشر بن حارث مىگريست و بيتابى مىكرد و در همين حال مىگفت: خداوندا، اگر مرا در دنيا بلندآوازه كردهاى و بيش از منزلتم قدر و منزلت دادهاى تا در روز واپسين رسوايم كنى، پس در
[١] . همان/ ١٦٧.
[٢] . تاريخ بغداد ٢/ ٧٣.
[٣] . همان/ ٧٩.