پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٥ - ماهيت حكومت مأمون
من به آن (ولايتعهدى) تمايل دارم؟ آيا شيرينى حكومتى كه تو را مغرور كرده [تو را به چنين گمان رسانده] است؟ يا اينكه من مشتاق انگور به زهر آلودهاى هستم كه به وسيله آن [امام] رضا عليه السّلام را كشتى و فكر كردهاى كه پنهان شدن [من] مرا [به دست يافتن به قدرت] اميدوار كرده است؟
به خدا سوگند، اگر زنده در آتشى شعلهور افكنده شوم، براى من بهتر است از اينكه در ميان مسلمانان به حكومتى [ظالمانه] برسم، يا در حال تشنگى سخت و كشنده، جرعهاى ناروا و حرام بنوشم. به خدا سوگند من آماده آن (مرگ) هستم از زندگى خسته شدهام و از دنيا بيزار. اگر دين من به من اجازه مىداد تا دست در دستت بگذارم تا تو از سوى من به مرادت برسى، به يقين چنين مىكردم، اما خداوند مرا از به خطر انداختن جانم نهى فرموده است.
آرزو مىكنم بدون اينكه خويش را به تو ارزانى دارم، بر من دست مىيافتى و مرا مىكشتى تا از اين دنيا رهايى مىيافتم و آغشته به خون خويش و مظلوم، خداى- عز و جل- را ملاقات مىكردم.
[اى مأمون،] بدان كه من در پى يافتن راه نجات براى خود هستم و همواره كوشيدهام تا خشنودى خداى- عز و جل- را به دست آورم و به كارى بپردازم كه مرا به خدا نزديك كند، اما نظر و رهنمودى نيافتم كه مرا به مطلوبم برساند.
از اينرو به قرآن كه [معدن] هدايت و شفاست پناه بردم و سوره سوره و آيه آيه آن را خواندم و شهادت در راه خدا را تنها وسيله نيل به خشنودى خدا يافتم. دوباره آن را مرور كردم تا دريابم كدامين جهاد و جهاد با چه كسانى برتر است تا اينكه به اين آيه رسيدم كه مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا