پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٦ - خيانت
نفوذ بيابد و چندين نقطه نيز به دست انقلابيون افتاد، اما مأمون با فراخوان امام رضا عليه السّلام به خراسان و تحميل ولايتعهدى به آن حضرت و نيز ضرب سكه به نام امام رضا عليه السّلام توانست رودرروى اين قيام بايستد و آن را سركوب كند.
همچنين رفتار دوستانه مأمون با امام رضا عليه السّلام انقلابيون و دوستداران آن حضرت را دچار اين توهم كرد كه مأمون، در كردار و گفتار خود صادق است و حال كه او امام رضا عليه السّلام را به ولايتعهدى برگزيده و از ديگر سو انقلاب را از بيخ و بن برانداخته، ديگر ادامه روند انقلاب و خونريزى لزومى ندارد.
اين ترفند مأمون در نوع خود بىنظير بود و هرگز در همه تاريخ همانند آن به وقوع نپيوست.
سنگدلى
از ديگر خصوصيتهاى مأمون سنگدلى بود كه سراسر وجودش را آكنده بود. بهترين گواه بر اين مطلب كشتن برادرش بود چه اينكه اگر اندك عطوفتى در او يافت مىشد بىترديد برادر خود را نمىكشت.
همچنين پس از به شهادت رساندن امام رضا عليه السّلام رفتارى خشونتبار با علويان در پيش گرفت و به دژخيمان خود فرمان داد تا هرجا يك تن از علويان را بيابند، بدون هيچ تأملى او را بكشند.
خيانت
خيانت، ويژگى ديگر مأمون بود و در خيانتورزى او همين بس كه پس از بيعت با امام رضا عليه السّلام به عنوان ولىعهد و تحقق بخشيدن به سياست و اهداف خود، آن حضرت را مسموم كرده، به شهادت رساند تا از او رهايى يابد.