پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٠ - جنگهاى ويرانگر
اقدام خود آگاه نمود «على بن عيسى» را براى جنگ با وى فراخواند و زنجيرى زرين به او داد و گفت: «مأمون را زنده مىخواهم. او را در اين زنجير بسته، نزد من بياور». آنگاه غير از رهتوشه و وسايل مورد نياز، دو ميليون دينار به او داد.
چون مأمون از اقدام برادرش امين آگاه شد، خود را امير المؤمنين ناميد، فرستادن خراج را براى امين متوقف كرد، نام او را از روى سكههاى درهم و دينار بازگرفت و نافرمانى خود را از امين اعلام كرد، سپس «طاهر بن حسين» و «هرثمة بن اعين» را به جنگ على بن عيسى فرستاد. دو سپاه در رى با يكديگر روبرو شدند و جنگ خونين و نابودكنندهاى ميان سپاه امين و سپاه مأمون در گرفت كه جان بسيارى را ستاند و خونهاى فراوانى روان گرديد. سرانجام سپاه مأمون بر سپاه امين چيره و پيروز شد و فرمانده كل سپاه امين كشته شد و تمام توشه و جنگافزار سپاه امين به غارت رفت.
طاهر بن حسين، نامهاى به فضل بن سهل، وزير مأمون نوشت و او را از پيروزى سپاه خود آگاه كرد. در اين نامه چنين آمده بود: «در حالى اين نامه را براى تو نوشتم كه سر بريده شده على بن عيسى را در دامان و انگشترى او را در دست دارم و ستايش و سپاس مختص خداى جهانيان است».
فضل بن سهل با دريافت نامه طاهر بن حسين نزد مأمون رفت و با عنوان «خليفه» سلام داد و او را از ماجرا مطلع كرد. مأمون كه از پيروزى خود مطمئن شد، هدايا و اموال بسيارى براى طاهر فرمانده كل سپاه خود فرستاد و از او بابت پيروزىهايش بسيار تشكر كرد و او را «ذو اليمينين» و «صاحب خير اليدين» لقب داد. آنگاه به او فرمان داد تا براى تصرف عراق و از پاى درآوردن امين به آن سامان روانه شود.
سپاه مأمون تحت فرماندهى طاهر شتابان راه عراق را در پيش گرفته، شهر