پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٤ - برخورد بنى عباس با مردم
او را پيمودند و منش حكومتىاش را برگزيدند كه «محمد بن اشعث» كارگزار مغرب، «صالح بن على» كارگزار مصر «خازم بن خزيمه» و «حميد بن قحطبه» از آن جمله بودند.[١]
ابو جعفر منصور افراد را از پا مىآويخت تا خراجى كه بر گردن دارند و براى آنان معين شده بود بپردازند.[٢] برخى ديگر از مؤرخان او را غدار و نيرنگباز خواندهاند، چرا كه بىترديد و تأمل خون مىريخت ... و در كشتن و كيفر كردن بىمحابا بود. برخورد سفاكانه او با فرزندان على عليه السّلام سياهترين صفحات تاريخ عباسى را رقم زده است.[٣]
«هادى» ديگر خليفه بنى عباس، شراب مىخورد، شيفته سرگرمىها و مجالس طرب، جبارى ستمگر، به شدت تندخو و سنگدل و قمارباز بود.[٤]
از نظر تاريخنگاران هارون الرشيد، در رفتار و منش تماما به منصور مىماند، جز در يك مورد و آن اينكه منصور بسيار بخيل بود، اما هارون بىحساب هزينه مىكرد و مىبخشيد. ديگر خلفاى عباسى نيز از همگنان خود بهتر نبوده و روزگار حكومت آنان نيز در عرصه تحول و تغييرات مثبت، پديده جديدى به خود نديد.
مىتوان تمام ويژگىها و صفات اخلاقى بنى عباس را در نامه مأمون كه براى برادران خود در بغداد نوشت، يافت. وى، زمانى كه در مرو بود خطاب به برادران خود نوشت: «... تمام شما با خويش بازى مىكنيد (خود را مىفريبيد) و نادانى و حماقت، عقل و تدبيرتان را تسخير كرده است. هريك از شما آوازه
[١] . مروج الذهب ٣/ ٢٢٢.
[٢] . المحاسن و المساوئ/ ٣٣٩.
[٣] . مختصر تاريخ العرب و التمدن الاسلامى/ ١٨٤.
[٤] . تاريخ الخميس ٢/ ٣٣١.