پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٣ - برخورد بنى عباس با مردم
برخورد بنى عباس با مردم
بر آن نيستيم تا در اين مختصر، گونههاى ستمى كه بنى عباس در حق مردم اعمال مىكردند، برشماريم كه اين امر نيازمند مجال و فرصت بيشترى است، بلكه برآنيم تا به اختصار و اشاره، مواردى از بدرفتارى، فشار و ستمى كه نسبت به مردم روا مىداشتند بازگوييم؛ همان چيزهايى كه در آشكار كردن ماهيت آنان در برابر ديدگان نگران، سهمى بزرگ داشتند. «ابو العطاء سندى» (م ١٨٠ ق.) نابكارى و ستمگرى عباسيان را در قالب بيتى چنين آورده است:
«اى كاش ستمگرى و جور بنى مروان، براى ما مىماند و پايا بود؛ و اى كاش دادگرى و عدالت بنى عباس در آتش مىبود».[١]
عدالت و مساوات، آرمانى كه مردم از عباسيان انتظار داشتند، به خيالى واهى مبدل شد. درنده خويى، حرص و آزمندى «منصور» و «هارون» و نيز ستمگرى فرزندان «على بن عيسى» و تباه شدن اموال بيت المال مسلمانان به دست آنها يادآور عملكرد «حجاج»، «هشام» و «يوسف بن عمرو ثقفى» بود.
اقدام سفاح و منصور در كشتار بىحد و حساب مردم بىدفاع كه بىسابقه نيز بود، ناراحتى و نفرت تمام مردم را برانگيخت.[٢]
بنا به نقل تاريخنگاران، ابو العباس سفاح بن محابا و زود فرمان مرگ صادر مىكرد و جان مىستاند. كارگزاران وى در سراسر گستره حكومتى راه
[١] . همان/ ١٠٨:
|
يا ليت جور بني مروان دام لنا |
و عدل بني العباس في النار |
|
[٢] . همان/ ١٠٨- ١٠٩.