پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٩ - ٧ در آستان مواعظ امام جواد عليه السلام
خدا اميد بست، خدا او را به وى وامىگذارد.
٢٠. «إتّئد تصب أو تكد»؛[١]
درنگ و تأمل كن [به آنچه خواهى] مىرسى يا بدان نزديك مىشوى.
٢١. «من لم يعرف الموارد أعيته المصادر»؛[٢]
آنكه راههاى وارد شدن را نشناسد [و در گمراهىها گام نهد] راه بيرون شدن بر او سخت شده، او را درمانده خواهد كرد.
٢٢. «من انقاد إلى الطمأنينة قبل الخبرة، فقد عرّض نفسه للهلكة و العاقبة المتعبة»؛[٣]
هركس كه بىشناخت و نادانسته، دل آرام دارد، به يقين خويش را در معرض هلاكت و فرجام خستهكننده و ملالتبار قرار داده است.
٢٣. «من هجر المداراة قاربه المكروه»؛[٤]
آنكه از مدارا [ى با مردم] روى برتابد، آنچه ناپسند باشد ببيند.
٢٤. «إياك و مصاحبة الشرير فإنه كالسيف المسلول يحسن منظره و يقبح أثره»؛[٥]
از همنشينى با انسان [شيطانصفت و] بدخو و گناهكار بپرهيز كه به شمشير از نيام بركشيده مىماند، جلوهاى زيبا دارد، اما اثرى بد برجاى مىگذارد.
٢٥. «عز المؤمن غناه من الناس»؛[٦]
عزت و بزرگى مؤمن در بىنيازى او از مردم است.
٢٦. «لا يضرك سخط من رضاه الجور»؛[٧]
[١] . همان/ ٣٤٠.
[٢] . همانجا.
[٣] . همانجا.
[٤] . همان/ ٣٤١.
[٥] . همان، ج ٧٤، ص ١٩٨.
[٦] . همان ٧٥/ ١٠٩.
[٧] . همان/ ٣٨٠.