پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٠ - ٩ نيايش در شكر خداى متعال
الوزر، و قبولك ضيق العذر، و وضعك باهض الإصر، و تسهيلك موضع الوعر، و منعك مفظع الأمر. و لك الحمد على البلاء المصروف، و وافر المعروف، و دفع المخوف، و إذلال العسوف.
و لك الحمد على قلّة التكليف، و كثرة التخفيف، و تقوية الضعيف، و إغاثة اللهيف، و لك الحمد رب على سعة إمهالك، و دوام إفضالك، و صرف أمحالك، و حميد أفعالك، و توالي نوالك. و لك الحمد على تأخير معاجلة العقاب، و ترك مغافصة العذاب، و تسهيل طريق المآب، و إنزال غيث السحاب إنّك المنّان الوهاب»؛
به نام خداوند بخشايشگر مهربان. بار خداوندا، بر پيشگيرىات از فرو رسيدن بلاهاى سخت، پياپى رسيدن نعمتهاى كاملت، [بازداشتن از] رسيدن بدبختىهاى درهم پيوسته و برطرف كردن دشوارىهاى درهمشكننده، تو را سپاس گفته، ستايش را مختص تو مىدانم.
بار خدايا، بر دادههاى گوارايت، آزمونهاى ستودهات و نعمتهاى سترگ تو را مىستايم.
[بار خداوندا،] بر احسان فراوانت، جود سرشارت، تكليف اندكت و بر سختىهايى كه [از همگان و ما] دور مىسازى تو را سپاس مىگويم.
بار خداوندا، از اينكه سپاس و شكر اندك [ما را] بسيار گردانده، و پاداش فراوان مىدهى، و بار سنگين وزر (گناه) را از دوش [ما] برمىدارى، و بهانههاى بىبهاى ما را مىپذيرى، و گناه از پاى درآورنده را [از ما] برمىگيرى، و ناهموارىها را هموار مىكنى و [رسيدن] گرفتارىهاى ترسبار را منع مىكنى، تو را مىستايم و سپاس مىگويم.
خداوندا، بلايى [كه به فرمان تو از ما] رانده و دور شده، و بسيارى نيكىها [ى تو بر ما]، و دفع [حوادث] ترسناك و خوارى [كه از سوى] ستمگر [براى ما تدارك شده بود و تو آن را باز گرداندى شايسته سپاسى،] تو را مىستايم.
بار خداوندا، اندك تكليف مىفرمايى، و بسيار سبك مىگيرى، و ضعيف و ناتوان را قوت و توان مىبخشى، و به فرياد اندوهزده مىرسى، [پس بر تمام اين لطفها] تو را