پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩١ - ٤ ميراث تاريخى
٤. ميراث تاريخى
تاريخ از ديگر موضوعهايى بود كه حضرت جواد عليه السّلام بدان پرداخته و به سؤالها پاسخ مىداد.
الف) علامه مجلسى از مرحوم شيخ صدوق و او از حضرت عبد العظيم حسنى نقل كرده كه گفت: «نامهاى به ابو جعفر ثانى عليه السّلام نوشتم و در آن نامه از حضرتش جوياى نام «ذو الكفل» [پيامبر] شدم. او- كه درود خدا بر او باد- در پاسخ نوشت: خداى متعال يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر برانگيخت. از ميان آنان سيصد و سيزده تن مرسل بودند كه «ذو الكفل»- كه درود خدا بر او باد- يكى از آنان است. او پس از سليمان بن داوود عليه السّلام مىزيست و همانند داوود عليه السّلام ميان مردم داورى مىكرد و جز براى خدا و در راه خدا خشم نمىگرفت. نامش «عويديا» بود و هموست كه خداى بلندمرتبه در كتاب خود از او نام برده، مىفرمايد: وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ؛[١] و اسماعيل و يسع و ذو الكفل را به يادآور [كه] همه از نيكانند.[٢]
ب) مسعودى با اسناد خود از ابو جعفر ثانى، محمد بن على الرضا عليه السّلام و او از پدرش- كه درود خدا بر آنان باد- نقل كرده است: «امير المؤمنين عليه السّلام به همراه فرزندش ابو محمد (امام حسن مجتبى) عليه السّلام و سلمان فارسى وارد مسجد شد و [در جاى خود] نشست و مردم گرد او فراهم آمدند. در همينحال مردى خوشسيما كه تنپوش آراستهاى بر تن داشت وارد مسجد شد و به حضرتش سلام داد و نشست، آنگاه گفت: اى امير المؤمنين، نزد تو آمدهام تا درباره سه
[١] . سوره ص/ ٤٨.
[٢] . بحار الانوار ١٣/ ٤٠٥.